تولدت مبارک ، بانوی اردیبهشت
زیبای قصه ی من ، خواب ِ کدوم طلسمی؟
بگو به جز فرشته ، بهت میاد چه اسمی؟
خواب ِ قشنگ برکه ، رویای دور یک قو
درامتداد ِ پرواز ، پرستو تا پرستو
نبودی من می مُردم ، نباشی من می میرم
تو هستی که همیشه ، هر لحظه جون می گیرم
راز نگفته ی عشق ، حرف نخونده ی دل
بیتابی های امواج ، بی خوابی های ساحل
آرامش ِ یه جنگل ، نوازش ِ یه دریا
بگو که تو کی هستی؟ معمّا در معمّا
نجابت ِ گل ِ سرخ ، حیای سبز ِ باغچه
فال ِ قشنگ ِ حافظ ، دلخوشیای طاقچه
پنجره های خونه ،دلواپس ِ همیشَه ن
وقتی دلت می گیره ، جاده ها ابری می شن
وقتی که خیس ِ چشمات ، بغض می کنه خیابون
همگریه می شه با تو ، شرشر ِ تند ِ بارون
بخند تا من بخندم ، عاشقتم همیشه
گُل هر چی غنچه باشه ، لب ِ تو که نمیشه
خدایا
دارم دیوونه میشم
کمکم کن...
نمی دونم باز دوباره چم شده!
دلم داره می ترکه
به اینکه تنها نباشم نیاز دارم...
وگرنه همه این افکار دیوونه کننده باز به سراغم میاد
فکرای بی سر و ته
از بچگی تا الان
هیچ کسو ندارم به حرفام گوش بده
فقط تو رو دارم خداجونم
کمکم کن
کم کم دارم به عقلم شک می کنم
کم کم دارم به ایمانم شک می کنم
یعنی این مال سستی ایمانمه که اینجوریم؟
من که به تو شک ندارم...
پس چه مرگمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا اینجوریم؟؟؟؟
خدایا دستامو بگیر
هدایتم کن
فکرمو پاک کن
یه فاطمه نو بساز
یه فاطمه بساز که دوسش داشته باشی
یه فاطمه باهوش تر بامنطق تر
یه فاطمه که ساده و بی منطق و کله شق نباشه
یه فاطمه که آرامش داشته باشه
یه فاطمه که نخواد به کسی تکیه کنه
یه فاطمه که وقتی می خوای تنها بمونه بتونه تنها بمونه
پایه های این فاطمه سسته
کمکم کن خدایا...
دارم دیوونه میشم...
من مشکل دارم؟
چه مشکلی؟
یعنی دیوونه شدم؟
همه از تنهایی دیوونه میشن؟
یعنی طبیعیه؟
همش سر محمد بیچاره خالی می کنم
چه خوب میشه آخرش دق کنم بمیرم...
من واقعا دلم برایشان تنگ شده بود
مامان و بابا را می گویم
شاید باور نکنی که هیچوقت از جفتشان با هم این همه دور نبودم
خیلی سخت بود
با وجود حال مریض خواهرم
و دست تنها بودن من!!!
و کلی خرابکاری !!!
از همه اینها که بگذریم کلی دستپختم بهتر شده
آقا مهدی با شیطنت می گوید کاش مامان اینها بیشتر شیراز میماندند ...ما که به دستپخت شما عادت کردیم!!!
در دلم می گویم عجب رویی داری آقا مهدی
آخر این یک هفته از مهمانداری خسته شدم!!!
بهر حال هرچه بود تمام شد.
راستی خرید های مامان از کیش خیلی باحال بود
آخر بیشترش مال من بود!!!
از سر تا پا طلایش هم بگیرم باز هم کم است
آخر مامان اینها خیلی به من لطف دارند
الهی قربون جفتشان با هم بروم
یک مقدار از دل گرفتگیم مال نبود مامان اینها بود که بحمدالله بهتر شدم
اما هنوز هم کسالت اصلی به بقای اولش هست
راستی امروز سیزده به در بود
و ما هیچ جا نرفتیم
مامان با خنده به انسیه می گفت برو سبزه گره بزن حل مشکلتان شود
فهیمه هم زد توی ذوق مامان که ایرج اسکندری بابا مامان اینها مگر جند بار می خواهند مشکلشان حل شود
گره زدن سبزه مال ما مجردهاست نه مال این زوجهای قدیمی!
خلاصه که 13 ما در خانه بدر شد
جای شما خیلی خالی آجیل و چای وشیرینی هم خوردیم
راستی !
عید تمام شدو من هنوز هم درس نخواندم
انشاالله از فردا می رویم داشنگاه ببینیم چه گلی به سرمان بگیریم!!!!!!!!!!!!
هر کس این نوشته را بخواند مشغول الضمه است اگر دعایمان نکند!
دیگر خود دانی!!!
انشاالله موید و موفق باشی
تا بعد !
كليني از سماعه نقل ميكند كه امام صادق(ع) از من پرسيد: چه شد كه امسال به حج نيامدي؟ گفتم: معاملهاي داشتم كه به آن مشغول بودم اميد است كه برايم خير باشد. حضرت (ع) فرمود: به خدا سوگند برايت خير نيست. خداوند در اين كار خيري برايت منظور نميكند. سپس فرمود: عبدي از اين خانه منع نميشود جز بواسطه ی گناه، گرچه خداوند گناهان بسياري را ميآمرزد. (الكافي: 4: 270)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آخر این دفعه دوم است که جوابم می کنی
مگر چه کردم؟
می دانم شایسته نیستم
اما آخر مگر بدها دل ندارند؟
خدایا این بار دوم است که اسمم جزو ذخیره ها در می آید
و تو اجازه نمی دهی بیایم
مرا به خانه ات راه نمی دهی؟
یعنی انقدر از مرحله پرتم؟
یعنی انقدر بدم؟؟؟
آری خب شاید اگر یک سری داشتم توی سرها تحویلم می گرفتند...
الان تنها فاطمه هستم
بدون پیشوند و پسوند...
با ستاد تماس گرفتم
گفتند جا نداریم
گفتم با متاهلها مرا بفرستید
گفتند خانوم مگر شما متاهلید؟
گفتم نه مجرد هستم
گفتند این چه حرفیست می زنید...
آخر باید چکار کنم؟
خانوم موسوی می گفت دلت شکسته حتما می روی
آخر دیگر کی؟
وقتی پوسیدم؟
وقتی دیگر هیچ اثری از فاطمه نبود
خدایااااااااااا
با تو حرف دارم
من را هم راه بده
مگر تو رحیم و بخشنده و بخشاینده نیستی؟
مگر رحمت تو بی منتها نیست؟
پس به بزرگی رحمتت ای صاحبخانه با کرامت مرا هم بر سر سفره رحمتت راه بده ....
آنقدر در می زنم تا در به رویم وا کنی....
آنقدر در می زنم تا در به رویم وا کنی
رخصت دیدار رویت را به من اعطا کنی
بیش از این مارا گرفتار غم هجران مکن
ای لقاء الله من رخسار خود پنهان مکن
در تحیر مانده ام باید کجا جویم تورا
چون نسیم کوی خود مارا تو سرگردان مکن
مرغ عشقم بسته در دامم هوایی نیستم
در قفس افتاده ام ، فکر رهایی نیستم
ای بهشت آرزو گر خوار و ناچیزم ولی
دل به عشقت داده ام فکر جدایی نیستم
امروز روز تاسوعاست
دلم خیلی گرفته
دلم گریه می خواد
کاش عمو دستشو رو سر ما هم بکشه
التماس دعا
صلوات
اگه بدونید چقدر دنیا به وفق مرادمه کیف می کنید!!!!!!
برف داره میااااااااااااااد
یه هفتست
عجب روزای شادیییییییییییییییی
کلی برف زدیم تو سر و کله مردم فرار کردیم!!!!!!!!
مردم آزاری چه کیفی میده
مخصوصا وقتی چهره ای رو خندون میکنین!!!!!!
یوهوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
هیچوقت انقد از هوای سرد زمستون لذت نبرده بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخ جوووووووووووووووون برف و شیره
آخ جوووووووووووووووون سرسره
یاد بچگیا ... اون حیاط دلباز شیراز...اون ایوون خوشگل با نرده های سفیدش ... اون باغچه ای که از سر و کول درختاش بالا می رفتیم...
یاد پارک محله ایمون یاد همه دوستای بچگی بخیییییییییییییییییییییییر
بعد ۱۰ سال دوری از زادگاهم هنوزم دلم می خواد برگردم همونجا که توش بزرگ شدم
هرچند الان همه از اونجا رفتن
اما گوشه گوشش خاطرست...
یاد همه گذشتگان بخیر...فاتحه یادتون نره! خدایا همشونو ببخش و بیامرز ...خصوصا خانوم جون گل خودمو که جاش تو بهشته...
دلم براش ... دلم برای همه فامیلا و دوستام ... همه اون روزای قشنگ تنگ شده...
هرچند که این روزا هم...قشنگی خودشونو دارن...
خدایا بخاطر همه این روزا ممنونتم....بلد نیستم تشکر کنم شایسته وجودت...اما خودت می دونی چقدر ممنونتم...
از قلبم از عشقم از چهرم خودت می دونی چی تو دلمه چی تو چشممه و....
بگذریم
زندگی در جریانه
موفق و پیروز باشید
التماس دعا
صلوات
بین خوب و بد دنیا گرفتار شدم
خدایا خودت کمکم کن...


